تبليغاتX
شب نیلوفری -

 

پياده مي رفتم

نگاه شعله ورم بود و اشكِ چشم ترم

نگار خانه ي عمر گذشته در نظرم ...

    چه دره هاي عميقي !

                  نمي توان پل بست ؟

به لحظه هاي گريزان ، نمي توان پيوست ؟

+ نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت 4:23 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |