سام !
پيوست -: گوشي ندارم ... هيچ دوستي ندارم ... ![]()
ديگه هيچي ندارم ... ديگه هيچي نمي خوام![]()
پيوست پريم -: به اين جماعت هر چي خوبي كني تف سر بالاست !![]()
دير اومدي ...
من رفتم .. ! ![]()


پياده مي رفتم
نگاه شعله ورم بود و اشكِ چشم ترم
نگار خانه ي عمر گذشته در نظرم ...
چه دره هاي عميقي !
نمي توان پل بست ؟
به لحظه هاي گريزان ، نمي توان پيوست ؟
سام !!![]()
خوبين ... ؟ بلاخره ما اومديم ... خوب ؟ چه خبرا ؟ بلــــه ؟؟؟ كنكور ؟
كنكور بخوره تو سر اين ..... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
هيچي ... اميدي به امسال نيست .... درس مي خونيم ... سال ديگه يه رشته ي خوب قبول بشيم ....
خاك تو اون سرشون با اون سوالاشون .... ازاد رو كه اصلا" هيچي نگو !!! ضمير ذهب مي خواست ..!!
سخت باشه ملت مشكل دارن ..... آسون باشه .... من مشكل دارم ... هر چي باشه من مشكل دارم
... اخه از عنفوان طفوليتم ... هميشه سختا رو جواب ميدادم و تو اسونا مي موندم ... الان برگه قلم چي منو ببيني ... توي آمار دهي ش نوشته از صدو خورده سوال اسون فقط 25 تا غلط !! از صدو خورده سوال سخت چهل و خورده ي درست ... اخه اين انصافه واقعا" ؟؟
هيچي ديگه .... همين ... قبول نمي شم بي خودي خودتون به موش مردگي نزنين .... !! ديگه نبينم كسي بياد بگه نه تو قبولي من ميدونما ..... ميام همچي ميزنم بچسبي به آسمون !! گرفتي ؟؟؟!!!! خوب ! ديگه ؟ شماها چه خبر ؟ چي كارا ميكنين ؟ دماختون چاقه ؟
پيوست -: كتابامو قشنگ چيدم تو قفسه .... تا از مهر شروع كنم ...![]()
چاكريم !! ![]()
سام !!![]()
فردا كنكور آزاد دارم ... يه كم دلشوره ... نميدونم چرا ... !!
اما ميدونم همه چي خوب پيش ميره ... مونا اومد گفت كه بي نهايت آسون بوده .... مي ترسم ...
امسال از هر درس 5 سوالم كه كم شده ... ديگه معلوم نيست چي مي خواد بشه .... !! خدا فقط رحم كنه .... !!!بچه ها مثل قبل هي حالمو مي پرسن .... خوشحالم همه به يادم هستن ... باعث شاديه .... دوستون دارم ... !!![]()
فقط ندارم ... اوف ! چاكريم !!!![]()
از خاكيان ندانم
ساحل به او چه كي گفت
كان موج نازپرورد
سر را به سنگ ميزد
خود را هلاك مي كرد !
باز بايد رفت ...
راه باريك و افق تاريك ،
دور يا نزديك !
پيوست -: خسته شدم از بس تو اين دخمه چمبرك زدم !!!![]()
زندگي راهي ست .
از دنيا آمدن تا مرگ !
شايد مرگ هم راهي ست . !
سام ....![]()
يه كمي سخت بود .... با كمال پروئي اينم بي خيال قبول نمي شم ... !! ![]()
:دي !! اصلاگ واسم مهم نيست !:دي پرو ام چه كنيم .... !!![]()
چاكرررررررررريم !!!!![]()
سام !!
امروز كنكور زبان دارم .... دانشگاه شريف ... انگار نه انگار !!
ساعت 11.30 تازه از خواب پا شدم ... ميرم ي كم كتابمو نگاه كنم و برم دَدر !!
هِ هِ هِ !! چاكريم !!
سام !!![]()
ساعت 8.30 بنده 1 ساعته از ازمون اومدم .... بابا خاك تو سرمون .... دانشگاهم دانشگاه شريف ... خدائي خيلي باحال بود ... كلاساش عين سينما :دي ... جداي از شوخي خداوكيلي دانشگاه فوق العاده ايه !!
امتحان داديم و خيلي خوب بود ... سوالا هم بد نبود عمومي يه جوري بود !!!!
ولي خوب به هر حال اول خدا بزرگه ... بعدم .... :دي قبول نميشم !!!
چاكريم![]()
سام ...
نزديك كنكور !! يك سال گذشت و ... !!
1 ماه اخر و خوندم .... چرا دروغ ؟؟ !
من ميتونم !! :دي
بگو كجاست ... ؟
آنجا كه ، زير بال تو – در عالم وجود –
يك دم به كام دل
بالي توان گشود
اشكي توان فشاند
شعري توان سرود
پيوست -: دلم دلتنگ باران است !
باغ را ، غوغاي گنجشكان مست
نرم نرمك ، بر مي انگيزد ز خواب
تاك ، مست از باده ي « ب ا ر ا ن » شب ،
مي سپارد تن به دست آفتاب .
پيوست -: كنكور نزديك است !!!!!
