تبليغاتX
شب نیلوفری

سام !!

روز گار باروني من !

 

 

پيوست -: به قول يه نفر (!)  ~> باران را آرزوست !!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 18 آذر1386ساعت 23:38 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


 

سام !!

 

اوم ، امروز تولدمه .... !! هیچ حسی ندارم ..... بر عکس هر سال .... امسال .... از ساعت 12 دیشب ..... فرنوش . ستاره . ندا . مهسا . دیگه ؟ همه .... هی اس م س می دن و ذوق میکنم !! ساعت 11 خوابم برد .... 1.30 بیدار شدم دیدم و‘و چه خبره ..... 70 تا میس کال و یه چیز حدود 87 تا اس م س .... و‘و بچه ها گل کاشتن ..... ولی حیف .... ظهر اومدم خونه دیدم تو خونه هیچکی یادش نی .... جز ددی .... بهم یه خودنویس باحال داد ..... زنگ زدم سحری ..... گفتم امروز تولدم ... تولدم مبارک ..... گفت ای وای ببخشید اصلا" یادم نبود .... " با هادی جروبحث کرده بودن " مامانم ک . . . . هیچی دیگه اومدم تو اتاق آبی کم . واس خودم ..... روز قبلشم که رفتم سی ان . بلاگ بارونیمو به روز کردم .... !! حالام که دارم انجا مینویسم ! هیچی دیگه ..... امسال روز تولدم .... همون سالی که همیشه ارزوشو داشتم برسم .... رسیدم .... اما با رخوت .... !

+ نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 23:45 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤