کمک کن جاده های مه گرفته
من مسافر رو از تو نگیرن
کمک کن تا کبوترهای خسته
روی یخ بستگیه ی شاخه نمیرن
کمک کن از مسافرهای عاشق سراغ مهربونی رو بگیریم
کمک کن تا برای هم بمونیم
کمک کن تا برای هم بمیریم
بذار قسمت کنیم تهایی مونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار دست من و تو دست های ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
*پيوست : متن اصلي "بايگاني"
+
نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 2:34 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤
كاش آسمان حرف كوير را مي فهميد و اشك خود را نثار گونه هاي خشك كوير مي كرد.
كاش دلها آنقدر خالص بودند كه دعا ها قبل پائين آمدن دستها مستجاب مي شدند.
كاش مهتاب با كوچه هاي تاريك شب آشنا تر بود.
كاش بهار آنقدر مهربان بود كه باغ را به دست خزان نمي سپرد.
كاش در قاموس غصه ها ، شكوه لبخند در معني داغ اشك گم نمي شد.
كاش مرگ معناي عاطفه را مي فهميد
كاش كاش كاش
*پيوست : متن اصلي "بايگاني"
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 9:49 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤

