
نوروز ۸۶ مبارک![]()
پوست :موقعیت خوبیه برای خونه تکونی دلامون![]()

روزاتون بهــــــــــــاری عزیزانم

سام ...!!
چطورینا؟ من خوبم بدک نیستم .... حال بابایی هم بد نیست بیچاره نمیدونین از دست من چی میکشه ....در حال اس ام اس زدن با مهسا هستم و بابایی از درد داره هلاک میشه ...!!
یاسی: بابایی لبخند بزن تو میتونی!!
بابایی: اخه تو بگو چطوری بخندم وقتی داره میترکه ؟ ااااااااااییییییییییییییییییییییییییی
یاسی: وقتی درد داری باید بخندی تو میتونی ... من خودم اینطوریم وقتی تو اوج دردم میخندم
بابایی: مگه دیوونه ام که بخندم ؟!! کلیه هام درد میکنه بخندم؟!!!!!!!!!!!
یاسی: بابایی مسخره میکنی؟
فردا شب بدون سحر خانوم خنده هاش و مسخره هاش ......!!
یاسی: بابایی تورو خدا انقدر نگو آی یه خورده صبر داشته باش !!!
بابایی: اخه حرف میزنی تو باز کلیه هام & شکمم & کمرم و.... درد میکنه اذیتم میکنه نمیتونم ....
یاسی و فلسفه :دی : ببین بابایی وقتی ادم مریض میشه یعنی خدا بهش توجه کرده یه توجه خاص که تو هی صداش بزنی ....به یادش باشی ....
بعد وقتی میدونی با این درد از گناهات پاک میشه باید لبخند رضایت بزنی نه اه و واه کنی که :دی
بابایی : یاسی خانوم پاشو برو ..... پاشو ...
یاسی : بابایی بخند بخند جون یاسی بخند
و این چنین بابایی میخندد و میگوید تو دییییییییییووووووووووونه اییییییییییی =(( و به مامامی می گوید این گرسنه می باشد :دی و میخندد و میگوید
یاسیییییییییییی منو نخندون بدتر درد میگیره .......
یاسی : ها؟ ..... و کماکان به ادامه ی اس ام اس های خفقان اور ......
-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
این چند روزه مدرسه خیلی جالب و مسخره بود ..... سمیـــــــــــــــرا خانوم گوشی اوردن بعدش سر زنگ روانشناسی که خانوم داره درس میده بر گشتم که پاککنم رو بگیرم میبینم آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ داره اس ام اس بازی میکنه ......... اخه خورهههههههه بسه دیگه ..... نه صبر کن حمید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به هر حال زنگ تفریح داشتم با مهسا حرف میزدم و بروبچ میزدن رو میز و اینا ثریا برگشته میگه یاسی بیا وسط !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! عجبا ..... میخواستم برم اما پا نبود خوشم نیومد :دی بعدشم گفتن آآآآآآآآآ بدو هدفای درس منطق رو ننوشتی .... :دی بنده هم رفتم پای تخته ..... هیشکی درس نپرسید امروز هم درس نخوندم ولی 5 شنبه امتحان جامعه داریم میسیز سجادی میاد سرمون جاااااااااان تقلب رو ردیفه و اینا نمیخونم پس :دی
پیوست: این سری پول گوشی کم میاد الان ذوقم ..... اخه دارم استفاده بهینه میکنم مممممم هر چیزی اندازه داره جانم :دی به هر حال خوشحالم و امیدوارم حالا که اخر ماهه و بروبچ گیر دادن ماه زودتر تموم بشه که دیگه نمیتونم طاقت بیارم و جواب ندم ..... منم که حساسسسسسسسسس اصلا نمیتونم :دی
به امید روزی که فیش گوشی بنده 8 هزار تومان بیاد .... آرزو به دل موندم :دی
بابایی و بیمارستان!!!!!!
پیوست : بابا حالش بد شد و بردیمش بیمارستان ..... گریه امونم بریده ..... نمیدونم چی بگم ... همش دارم حرص میخورم .....!!
خوب میشی بابایی خودم زوده زود خوب میشی...!!
دانشگاه و نهایی؟!؟!؟!؟!؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!--------------------
الان دارم غصه میخورم ...!! این همه دارم درس میخونم اما میدون اخرش قبول نمیشم کجا ؟ دانشگاه دیگه .... داره حسودیم میشه .... هر جا میرم .... دانشگاههههههه .... الان روحیم تضعیف شده ..... یه کاری برام بکنین وگرنه از بین میرم
پیوست : میدونستین من چقدر نوشته های به روز نشده دارم که قبل از نوروز 86 باید به روزشون کنم ؟ وووووو نه ..... حوصلم نمیگیره ...!! اما من میتونم میزارمشون!!!
سام !
خوبم مرسی نیازی به احوولات پرسی شوما نبود :دی
قراره اخرین هفته هم شروع بشه و بعدش
بیق بیق عیـــــــد اومد ........
میدونی دارم به چی فکر میکنم ..... همیشه میه ی ننگ بودی تعجبی نداره که نمیدونی :دی
به اینکه این روزا خیلی خیلی تنــــــــد دارن میان و میرن و من ؟ من بینوا هیچی ازین روزای مزخرف نمیفهمم :Oهر کی شعور داشته باشه میتونه تشخیصات بده که این (( :دی & :O )) چی میباشند .
خلاصه اینکه تو این همه مدت که نیومدم نت و شنگولک بازی و جینگیلک بازی در نیاوردم .... نتیجه ی بسیار خوبی از ان کسب نمودم :دی
تمام نمراتم بدون تقلب 20 بوده است به جز جغرافی که شدم 18 راستی زیان فارسی رو هم شدم 17.75
چقدر این معلما بی انصافن ..... بچه به این درسخونی .... خر خونی !!!! اونوق دلش نمیاد 25% ارفاق کنه
خاک تو سرتون ..... البته بی احترامی به ساحت ((این شکلیه؟ نیدونما نخندین)) مقدس تیچرا نشه که به خدا راضی نیستم و حوصله ی اینکه اون دنیا جواب بدم ندارم
به خدا ...!!
پیوست 1 ~> معمولا همه مامانا این اخر سالی خونه تکونی میکنن ..... اما این بلاگی بیچاره از دست من چی میکشه ؟؟ هنوز نرسیدم ترو تمیزش کنم !! متاثر شدم و تصمیماتی واسش گرفتم تا کلی ذوق کنیم دو تانی :دی تا ببینیم خدا چی میخواد :دی
پیوست 2~> فقط به خاطر تو یکـــــــدونه تکــــــــدونه :یکتــــــا !! من در سال 1383 که تازه بلاگفا شروع به کار کرده بود یک عدد بلاگی زده .... قبلا در پرشین بلاگ داشتم که حالا بماند ..... بعد در کنار دوستان روزگاری خوش را سپری میکردیم که بعد از چندین مااااااه ازگار عسلی جاست فرند بنده گفت منم میخوام .... ساختیم براش و که اینجا بود خونه ی عسلی .... بعد از یه مدت ییــــــــــــــــــــهو یه واسه بلاگی بنده یه اتفاقی افتاد و بنده مجبور به حذف بلاگیم شدم .... عسلی که خیلی منو دوست میداشت و میداره .... و خودش میگه ها که نمیتونه دوری منو متحمل بشه .... گفت بیا اینجا با هم اما نمیگیم تو هستی و مینویسی .... خلاصه ما نامرئی اومدیم و خلاصـــــــــــــــــــــــــــــه عسلی مشکلاتی براش پیشید (پیش اومد) که مجبور به ترک ما شد .... یعنی رفت به هلند .... بعد بنده اینجا رو با همان نام عسلی و جوجو عسلی و .... ادامه دادم .... در حقیقت از همون اولم همه ی کسایی که میومدن اینجا رو من جوابشونو میدادم .... و تمام متنها ماله من بود .... اما خوب عسلی رفت و ما موندیم .... با این همه اسمی که او دارد و بنده یدک میکشم .... و الا نام بنده همان یاسمینا بانویی که بود هست و هر چه تلاش در تعویض ان کردیم به عمل نیامد ....و این چنین شما بنده رو همانی که گفتم صدا میزنی چون تازه تثبیت شده تو فک و فامیل تو هم باید .... با تشکر فراوان ..... حالا بمیر .... هی بخون تا بفهمی :دی
پیوست 3 ~> حقیقتا لینکای بنده همش خراب شده بود منم لینکدونی قدیمم استفاده کردم و جدیدی ها رو اضافه کردم ..... دوستای من که اسمشون نیست بیان وارد کنن و من تائید میکنم .... خیالی نیست .... فداتون .... !!!
پیوست 4~> اربعین حسینی ..... 40 روز مثه باد گذشت .... چی موند ؟ باور کن هیچی ....!!
اربعین حسینی رو به شما دوستانم و بلاگی عزیزم تسلیت میگم
««السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین»»

یادمه یه دفه خاله خانوم پری جون فرمودن عسلی جان ((یاسی)) عزیزم اگه دلت گرفته بود و دلت میخواست بحرفی من میتونم گوش شنوایی برات باشم .................... هر موقع دوست داشتی زنگ بزن و درددل کن مشکلی نداره ، از اونجایی که فضول بودن پری جون خیلی واضح و مبرهنه !!!!!! :دی ................ ~> بنده هم گفتم پری جون ؟ .............. ~> جونم عزیزم ؟؟ .................... ~> میدونی چیه من یه موقع هایی دلم میخواد به یکی انقدر فحش بدم که نگو .... !! اگه یه موقع ای بزنگم و فحشت بدم مشکلی نداری ؟ ........... ~> یه خورده ای خیلی زیاد سرخ شد و گفت نه عزیزم تو هر چی بخوای میتونی :دی .............. ~> خلاصه این ماجرا تا جایی رسید که من جلو همه با کلی شوق و ذوق رفتم جلو مامان و بابا و مامان جون و ..... گفتم وایییییییییییی ماماننننن ؟! گفت چیه ؟............. ~>گفتم : مامان پری جون گفت میتونم اگه دلم گرفت ....... !!!؟؟؟ ............. ~>بابا و مامان خودشونو کنترل کرده بودن که نخندن و مامان جون از فرط عصبانیت حرس میخورد و میخندید :دی ............... ~> خوب چیه؟ ((بعدها بابام گفت افرین خوب کاری کردی :دی))
~~>>
اقا الانم دلم میخواد به یکی فحش بدم یعنی میگید بزنگم ؟سلام به روی ماه نشستتون
به هر حال اومدم تا دوباره شروع کنم
وای خیلی خوشحالم که میخوام دوباره شروع کنم
مثل قبل راستش داشتم فکر میکردم کنار اسم عسل ..... گذاشتن شیطون
خوب ماهم ادامش بدیم دیگه که ضایع نشه ..... والا .... اخه زور داره عین بدبختا نشستی داری فکر میکنی درس میخونی میگن دختر شیطون بیا اینکارو کن
ای بابا یکی نی به اینا بگه چی میگی تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خلاصه اینکه اینطوری .....!!
باورتون میشه درس خون شدم ؟ باورتون میشه دارم درس میخونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وای خدااااااااااا بزرگ شدم حسابی روزی سه تا امتحان :دی
از 26 مدرسه ها تعطیله مگه نه ؟ اره ما بهتر میدونیم
باورتون میشه هنوز خرید عید نکردم ؟ خیلی سخت پسند شدم ..... تا حالا جمهوری ..... سپهسالار و هفت تیرو کرج رو زیر پاشنه های پامون لگد کردیم اما بنده یه کوفت و زهرماری نخریدم ....
مامانم کلی غر زدو واخرش قرار شد بریم پارچه بگیریم بدیم بدوزن :دی
خیلی عالیه میدونم اونی که خودم میخوام ..... به هر حال .....!!
اها خوب؟ ..... دیگه چه خبر؟؟؟؟؟
داره عید میاد ؟؟؟؟ شماها قراره کجا برین ؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه گفتین من کجا میخوام برم ؟ میدونین ..... میدونم که میدونین ؟
بگو .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
افرین !!!!! مشهد درسته !! :دی
خدا خودش قسمت کنه به هر حال ....!!
چی میخواستم بگم ؟
راستش از وقتی که نمینویسم خیلی کم حرف شدم که نمینوشتم .... الان دارم تمرین پر حرفی میکنم :دی
فردا هم کلی کار دارم و الان نشستم اینجا
خوب دیگه مامی صدا میکنه
باییییییییییییییییییییییی
جدیدا سر کلاس جغرافی
.... خانوم تیچر میان سر کلاس زول میزنن تو چشمای اواره ی بنده که چی ؟ نیدونــــــــــــــــــــــــــــــــم .... دلم گرفت ... قیافش خیلی وقیحه ... با اون چشای وزغش هی منو نگا میکنه اصاب مصاب ندارماااا اوف .... خجالتم خوب چیزیه .... سر زنگاش مثه موش میشم ..... تا صدام میکنه بغض گلویم را می فشارد از فرط ترس و لرز ..... دلم باز گرفت .... خدایا ما رو از شر این تیچر جغرافی زودتر نجات بده .....~~>> بزغاله ...... سرت به کارت خودت باشه
~~>> عینهو بز اخوش میمونی ** بابام میگه :دی ** فکر قشنگ قشنگ نکن مشنگ جان منو نمیگه این یارو که فیلم بازی میکنه :دی
~~>> بهــــــــــــــــــــــار ؟ چه معنایی برای شما میده ؟ بگید منم یاد بگیرم !!!!
~~>> از جو اسکولی کلاسمون خوشم میاد .... از وقتی رفتیم تو دخمه ی مدرسه ** یه انباری زدن که مارو که مثلا بربچ با ادب خوفیم فرستادن اونجا ~> مشخصات : دور از ساختمون ..... هیچ ادژدهایی کاری به کارت نداره .... هر غلطی دوست داشته باشی میتونی انجام بدی ** کلی بزن برقص و این جفنگیات در کلاس آروم و بی سروصدای ما رواج پیدا کرده که الهی ریشه ی این بدبختیا رو بکن .... امین
~~>>تا حالا تونستی همرو درک کنی ؟ حس کنی؟ کمک کنی ؟ به نتیجه هم برسی؟ همیشه این کارو کردم و راضی بودم اما کی تونست منو درک کنه ؟ ...... چمدونم والا ..... شاسکول شدی رفت :دی
~~>> ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ راستی سلام :دی
