تبليغاتX
شب نیلوفری

شب یلـــــدا بر همگی مبارک

اما شب قشنگی برای من نیست

نمیدونم چرا غریبترین شب

 

هنوزم با اهنگای ابی .....

اوه خسته ام

اخرین شب پائیزی...!!

اما من پائیزو دوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 22:46 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤


 

وای خدای من امروز روز خیلی بدی بود

از مدرسه که اومدم فهمیدم بابای مهسا فوت کرده

الهی بمیرم تنهای تنها دختر یکی یدونه ی بابا تنها شد

مهسای گلم تلیت عزیزم دوست دارم

+ نوشته شده در سه شنبه 7 آذر1385ساعت 15:20 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


سلامینــــــــــــــــــــــو ......!!!

امروز تولدمه ..........!!

به نظرتون باید چی کار کنم ؟

خوشحال باشم یا غمگین ؟

نمیدونم همون بهتر

امسال به دلیل فوت عمه ی گرامی ام ... پسر خاله و شوهر خاله ی محیاو سبا ... و پدر بزرگ مهکامه .... جشن تولد نمیگیرم

ارزو هامو توی دلم میگم

27 نوامبر میرم توی 17 سالگی .....

مثلا قراره دیپلم بگیرم . < انقده فهم و کمالات ؟ دریغ ....!!

من نمیدونم چی دارم که اینطوری میشه

وای بمیرم خالم همچی با حسرت منو نگاه میکنه .........!!

اونم خوله بابا ولش کن

خیلی کم میام نت

درسسسسسسسس میخونم مثلا ........... !!

پی میم : مریمی همون بهتر نیومدی انسانی

پی ام : نمیدونم دلم چی میخواد امروز کلی با حاجی حرفیدم که غصه نخوره دلم براش یه جورایی می سوزه نمیدونم چرا ولی خوب دختر به اون شادابی چرا باید غمین بشه ؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 5 آذر1385ساعت 23:20 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤