تبليغاتX
شب نیلوفری
سلامممممممممممممممممممممممم

چطورین؟؟؟؟؟؟ منم خوبم  مرسی از اینکه اومدی  بار از دلم  سبک  کردین

خوب عناوین:

~~ مدرسه تعطیل شد

~~ امتحانا شروع شد

~~ معذرت خواهی !

~~ امروز لاخره تموم شد خیر سر عمر به خدا له شدیم تو مدرسه زندون برای چهارشنبه هم اندر خوردیم که نگو  اومدن گفتن برای چهارشنبه حق ندارین دوربین بیارین خوراکی ممنوع و ....... ماهام گفتیم جهنم میاریم زنگ تفریح میخوریم بعدشم همین کارو کردیم جاتون خالی کلی خوردیم ترکیدیم  چیپس پفک الو  همبرگر همه چی دیگه دهههههههههه

~~ وای امتحانا داره شروع میشه و به کلی قاطی کردم نمیدونم میترسم کم بیارم خدا نکنه وگرنه تابستون زهر مارم میشه (تجدید نه ها؟ فکر بد نکنی) همین که معدلم بد بشه من میمیرم

~~ به خاطر این دوتا اپ هم معذرت میخوام اخه حالم بد بود الان یه کاری میکنم که ارامش میده بهم حالا دیگه

سلام چطوری؟

پ ن : وایییییییییییییییییییییی یادم رفت چی میخواستم بگم

پ ن : عکس حسش نیس پیدا کنم بیخیلش اندفه

پ ن : گلپسر میخوای خودم برات سطل بیارم  به دل نگیر بزرگ میشی یادت میره

پ ن : اهای دوستای گلممممممممم  میگم منو کیمیا و حسام یه غمکده داریم همین الان برو توش ببین چطوره یه نظر بیا فدات شم بدو جیگرتو اینم لینکش ایشاا... اگه دختری عروس شی اگه پسری دوماد فدات شم بدو دیگه

اینم غمکده :دی بای

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 23:31 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


 

سلام چطورین ؟ باشه بابا اینم خنده  میگم چه خبر؟ خوبین وای مرسی من که حسابی خوبم فقط اونرو حالم بد بود الانم یه موقع هایی اونطوری میشم وای خدا بگم چی نشین مدرسه وای نگو وایییییییییییی

عناوین خبر ها :

~ مدرسه = الافی . بی کاری . مرده شوری

~ امروز تو مدرسه حال عسلی خوب نبود !

~ برای چهارشنبه با بروبچ کلاس جشن میخوایم بگیریم بخندیم سر زنگ تاریخ ایران

~ برنامه ی فردا و نتوانستن پیچوندن سگ اقای پتیبل(معلم جغرافیمون)

گزارش عناوین :

~~ وای نمیدونین چه قدر از مدره حالم به هم میخوره وای نمیدونین دارم میترکم از ناله هر روز با اینکه معلما رو میپیچونیم بیکار میشینم سر کلاس وراجی وقتی میام خونه مامان میگه چه خبر میگم وای الن من با کوله باری از اطلاعات که دقیقا مخمون داغون میشه  کم مونده تختامونو ببریم توی کلاس جلب اینجاس که معلمامون میشین ما رو تماشا میکنن

~~ امروز تو مدرسه اصلا حسو حال نداشتم نمی تونستم تکون بخورم چه برسه ........ خساه بودم حسابی

~~ برای چهارشنبه دیدم خیلی بی کاریم زد به سرمون جرغه دادیم به بقلیا که چی جشن بگیریم همه دارن جشن میگشرن (حسودیم دیگه) خلاصه قرار شده هایدا سفارش بدیم و بخندیم کلی

~~ فردا هیچی نمیخونم به جز جغرافیا چون جلسه پیش که امتحان امادگی داشتیم نصفه زنگو بقیشم ۶ تایی رفتیم ازمون اندفه بهونه بیاریم قاطی میکنه ولی اصلا حسه شو ندارم  فکر نکنم بشه پیچوندش حتی شده یه ۲۰ نفر نپرسه ولمون نمیکنه حالا چرا سگ اقای پتیبل فکر کنم ۱۰۰۰۰۰۰ بار گفتم چون مثه سگ میمونه قیافش قابل تشریح نیس  شاید اینطوری گفتم که همش در حال قورت دادن استفراغ با اون چشای وضغیش

واییییییی امروز پروژم رو نبردم به مهکامه گفته بود از ۶ حساب نمیکنم ذیگه از ۴ یعنی ۲ نمره از امار پرید  وای خدا جونم این چه اتیشیه به جونم افتاده اه

الانم یه کوچولو حالم بده  ممنونم از همگی فعلا

 

Image hosting by TinyPic

خسته شدم از عاشقی بسه دیگه

شکستی تو غرورمو بسه دیگه

این اهنگو من میخونم تا بدونی

دردل من عاشق تو بدونی

چرا عاشقی رو به هر زشتی ای تبدیل کردن؟!

اونایی که این کارو کردن دلشون نمیگیره؟!

چرا میگن توی سن ما این چیزا طبیعیه؟!

اخه ادم خسته میشه اخه خسته شدم؟!

چون میدونم عشق حداقل الان دروغه و برای من معنا نداره

در صورتی که خیلیا میان و میگن عاشقن؟!

چند وقته پیش یکی اومد یه سری حرفا زد الان یادش افتادم !

و رفت و دیگه نیومد دیدی همه دروغ میگن میدونستم ولی اون یه نمونش بود

یه جورایی حالم بده

خسته ام دلم گرفته !

نفسم بالا نمیاد دوباره همون شبای بارونیه خودمو میخوام

خرابش کردم شکستمش

شبای بارونیمو شکستم

من جایی برای دلتنگی هام میخوام

دلم از دنیا گرفته!

از خودم گرفته !

با این که قول دادم که اپ درست و حسابی بکنم

این شد

چشمم زدن به خدا الهی برا خودم بمیرم

شرمنده هم شدم تا بعد

+ نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 16:9 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


سلام خوبین؟

منم خوبم به هیچ کسی مربوط نیس !

حالم اصلا خوب نیس نیدونم چرا دلم گرفته به هیچ کسم مربوط نی

هیش کی منو دوس نداره ؟ چرا ؟ همه میان باهام دعوا  بعدم ......

تنها داداشی که دارم که دوسشم دارم با گل عاشقم  فقط همونا  گل عاش نیس چرا؟ دلم براش تنگیده

من دیگه هیچ دوسی نمیخوام هیچ کدومتون معرفت ندارین من رفتم چرا به داداش جومنم سر نزدین؟

اصلانم نمیخوام بی وفا ها ی .....خسته شدم من شبای بارونیه خودمو میخوام  چطوری میشه که شبای بارونیم برگردن؟

شاید تمام اون پستایی که مال شبای بارونیم بود و ببرم به یه شبای بارونی  داداشیم حالش بده منم همین طور

هیچکی دوسم نداره منم همین طور

 

 

پ ن : از خودم بدم میاد حالم از خودم بهم میخوره به تو هیچ مربوط نی

پ ن : وبمو به مامانم همین امروز نشون دادم کلی گفت خوشکله

پ ن : دیگه به هیچ کسی که توی لینکامه نمیخوام سر بزنم فقط به همونایی که میان پیشم بدون خبر کردن خودم (یعنی همونایی که همیشه میان)(بغض)

پ ن : داداشی خوشالم که شادی ولی بعضی وقتا منم مثه تو

پ ن : بسه دیگه برو خونه خودتون نمیخوام اینجا ماله ماست نه خیر کره ! بای

+ نوشته شده در شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 14:9 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


سلام خوفین منم خوفم چه خبر الافی؟ نیدونم بسهههه بسهه عناوین:

امتحانا نزدیکه  و تا ۲۷ خرداد بمیر امتحان بده

مامانم گفته اینترنت  تمومه و سیمو برداشته

عسلی توی خرداد ماه از کافی نت ان میشود

عسل باید برنامه ریزی کنه برای درساش تا مامانش به قولی که داده عمل کنه

الانم مامانی پشت عسلی نشسته داره کاراشو میکنه و عسلی داره قایمکی اپ میکنه

بعدش عسلی برا مامانش اهنگای شاد گذاشته و سرگرمش کرده (الان ابروهام انداختم بالا نداشت اینجا)

خدا یکی یار یکی دل یکی دلدار یکی ...... اینا رو گذاشتم الان یاد بگیره برا بابایی شب بخونه من بهتون گفتم بچه - شدمشماها گوش نکردین هر روز بدتر از دیروز دینگ دینگ

همه جارو گشتم از تو رد پایی نیست که نیست هیچ کجایی یه نشونی یا صدایی نست که نیست(پیام های بازرگانی) دینگ دینگ

خوب حالا میرسیم به اصل خبرا:

امتحانا از یکم شروع میشه و من هیچی بلد نیستم و از مدیریت الان پیغام رسید که تا ۲۷ خرداد ما در قفس میمانیم مگر اینکه خودمون بپریم ولی ما به خودمون بد نمیگذرونیم و بعد از امتحان میریم کجا؟ بله به به همه واردن البته با مونا قرار گذاشتیم صوبا زود پاشیم بریم کجا بریم پارک که سه سال از خونمون دوره جالب اینجاست مدرسه ما سر کوچمونه برا همین که کمبود راه پیدا کردیم میخوایم بریم ولگردی به عبارتی ولی من که دختر بسیار + ی هستم به مونا گفتم میام  بعد حالم از این مدیریت مدرسمون بهم میخوره  الان اگه محدثه بود میگفت رییس زندان میگن رییس زندان بوده قبلا و ما زندانی های مدرسه ایه او هستیم  حالا بیخیل انقده مزخرف برنامه ریزی کردن که حالم از هر ............. گندیدن تو برگه تاریخ امتحانا برا عربی و ادبیات ۹ روز هر دو با هم وقت گذاشتن ولی برای اقتصاد ۱ روز یا برا جامعه هیچی  چطوری درس بخونیم؟ جامعه خیلی سخته اقتصاد خیلی خیلی سخته اه حالم بد شد بریم عنوان بعدی:

هه مامانم روز چهارشنبه سیم نت رو برداشته بود تا اومدم برم دیدم ارور زده  بعدش منم ارتیست بازیم گل کرد و گشتم پیداش کردم  هر دو تاشو کلی ذوق کردم ولی نمیشه دیگه ریلکس نمیتونم بیام بعدشم بابام گفته عسلی پای کام بشینه من میدونم عسلی از اونجا که عسلی هیچوقت کم نمیاره  میشینه تا بابایش بیاد به مامانی هم گفته بوده هر وقت نشست به من بگو مامانی هم نمیگه  ولی یه شب ضایع کرد منوووو

عنوان بعدی:

چون از تو خونه نمیشه ان بشم پس بنابراین بعد از هر امتحان میریم با محیا کافی نت

یه عنوان رو یادم رفت مامانم خرم کرده که درس بخونم گفته اگه نمره هات بالا باشههههه برات موبایل میخرم  منم که اصلا راضی نیستم به این کار  تصمیم گرفتم درس بخونم بعدشم به این نتیجه رسیدم که تالیا بهترین گوشی برای من میتونه باشه اگه گفتی چرا؟  الان میگم خوب اگه تالیا بخرم مجبورم توی ۱ ماه ۱۰ هزار تومان بخورم یعنی مطرف کنم  ولی اگه ۰۹۱۲ بگیرم اگه از ۷ هزار تومان بیاد بالا میگن به کی زنگیدی؟  منم که اصلا راضی نیستم و تجربه ثابت کرده که تالیا رو عشق است و تازه متوجه شدم تالیا بین المللی شده یعنی همه جا میگیره دیگه دههههههه پس نتیجه میگیریم :

عسلی کم نت میاد پس بنابراین به دوستاش کم سر میزنه ولی میزنه

دیر اپ میکنه  ولی اپ میکنه عسلی دوستون دارههههههه دوستای خوشکلم میام بوس بوس

و اینکه عسلی خفن باید درس بخونه به روحیه احتیاج دارم و اینکه اجبار هی بیان بگن درس بخون درس نخونی میکشیمت هکت میکنیم حالا  کاری نداری؟  بای

پ ن : عسلی وب همرو میخونه زینب خانوم بنده وبتو میخونم ولی حالا چون یه نظر رو برای همه میفرستم چون وقت نداشتم به نظر خودم اینه که چون تا اونجا که سیو داشتم خوندم  و اصل این بود که اومدم و پایداریمو ثابت کردم که دوستامو دوست دارم شاید ماله چند تا از دوستامو جا انداختم ولی من همیشه یاد دوستای نازم که از قدیم باهام بودن هستم و میدونم اونا هم هستن مثل گل عاشق جومن کیا مرمری مهشید یه بچه زاهدانی بچه باحال رشتی محیا مهسا ساقی ساقی و نی نی کوچولوش مهنوش ویکتوریا سبا نسیم سمیرا پویا سارا جونم سارا اس ام اس باز مانیا هلیا معصومه جونم علیرضا سمانه نی نی کوچولو امین روشنک کسری هلیا فرجاد سانی شهاب ایلیا رزیتا جونم فرزاد سارینا ریحانه جون گمشده ی اشنا نسیم فرناز گلپسر نیلوفر ابجی الهام حامد کیمیا ماهور و ارش گل امید نسیم جونم لیلا مونا مونا چون موج در اوج خرزو خان عیلی(جوکای باحال برا ادمای باحال ) دی جی محمود ووووووووو همه اونایی که لینکاشونو ندارم مثه مهدی (من عزیز) و....

خیلیای دیگه اگه برام ارزش نداشتن حتی همون کامنتم نمیزاشتم زینب جون اگه ناراحت شدی منو ببخش من همینطوریم اون موقع هایی که تک تک میشینم کامنت میدم هیچ کس هیچی نمیگه ولی یه موقع هایی که وقت نمیکنم همه اعتراز میکنن ازتون ممنونم اگه ناراحت میشین بگینالبته من برای دوستایی که میان و کامنتایی میدن که باید جواب بدم و مطالب کمی مینویسن مثل جومن و یه بچه زاهدانی و اس ام اس باز و گل عاشق گمشده اشنا یا ملینا یا مهرنوش و هلیا و ملوس خیلیای دیگه  و...... جواباشونو میدم و همیشه میخونم  شماهم میتونید دوست صمیمی بشید تا مشتاقانه بیام بخونم

پ ن : لینک دوستانی رو که عوض نکردم یا نزاشتم لطفا بهم بیگین درستش کنم   و اگه قرار بوده بزارم نزاشتم یا تو وبتون هست و من نزاشتم بیاین بگین درستش کنم شرمندتونم  اگرم دوست دارین لینکتون باشه که همیشه بهتون سر بزن با کامنتای چرتم خبرم کنین

پ ن : یه دقیقه ناراحت شدم ولی بیخیل مهم نیست رفع میشه ولی انقده نوشتم سرم درد گرفت انقده خسته ام که نگو راستی من این همه پست دادم ولی هیچ وقت از داداش گلم تعریف نکردم یا نگفتم حالا که دوستای منین برید با داداش جومنم اشنا بشین اینم لینک جومن حتما بهش سر بزنین کلی ذوق کنم دوستای منو جومنی مشترک بشن  (چه غلطا)

پ ن : برای شمیم جونم : ببین خوشکلی من اصلا منظوری نداشتم به جون حسام من دوست دارم و میخوام با هم بیشتر اشنا بشیم منو جومن به خاطر این ابجی داداش شدیم که یه زمانی راهنمای هم بودیم سنگ صبور هم بودیم میتونی ما دو تا رو تحمل کنی؟ ما دو سال با همیم میتونیم تو رو هم خواهر خودمون بدونیم ولی از کجا تو رو بشناسیم عزیزدلم ای دیمو برات میزارم با هم بعد امتحانا دوس شیم تازشم تو اذری هستی دیگه کلی دوست دارم فکر نکنی ها  راستی اینم بگم جومن داداش گلمه هی هم نیاین بگین خوتو تو بد منجلابی گیر انداختی هی فدات

پ ن :برم درس بخونم مگم چیست درس که سرمایه ی زندگانیمه درس (گوینده : عسلی!)

پ ن : اندفه از خودم بدم اومد چون دوستامو رنجوندم بزنینش دیگه؟

اهای مانیا خانوم نی نی خانوم یه وقت نیای وبما؟ خوب  مرمری تولد تموم نشد؟ رزیتا جون چه عجب؟ بساط و جمع کردی ما اومدیممممممم بسه دیگه خیلی حرفیدم

I Thank My Lucky Stars..., Made For Each Other E-cards

چه رنگی شد؟ بازم کش رفتممممم اااااااا خوب خوشم اومد یه بچه باحال رشتی

+ نوشته شده در شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 15:24 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


لام خوفین به مهسایی که هر کی سر زده ممنونیم

بلاخره مهسا جونمی هم میاد تو کار که دیگه حله فقط ساقی جونم  مونده که اونم درست میشه اپشو اماده کرده بود شاید باز کامش قاطی کرده باز حتمنی جفتشون شرای کلاسن به مظلومیشون تو نوشته هاشون نگاه نکنین معلما همش میگن مهسااااا ساقیییییییییی بسهههههههه ماها هم فقط میخندیم وای راستی دیشب یکی از بهترین دوستام بعد از مدتها برگشت و یه وب زده ولی نیدونم چرا غمه هنوز درست حسابی با هم صحبت نکردیم الهی فداش بشم مهشید جون خودممن که وقتی کامنتشو دیدم کلی خوشحال شدم دو تا دوست جون جونی بودیم ولی اون یهو تنهام گذاشت و رفت  

تو این مدتم به جز خستگی چیزی نبود خستگی و گریه ولی چه میشه کرد

پ.ن: خودمو خیلی دوست دارم اشکامو خیلی دوست دارم و دلم برای اشکام تنگ شده

پ.ن: وقتی میخونی دفه اخرت باشه میگی دیوونه خودتی دوست دارم اصنم وااااااا

پ.ن: یه سری بچه بی معرفت ما رو تنها گذاشتن و خیلی وقته به وب ما سر نمیزنن جاشون خالی ما که هستیم اونا نیستن مگه نه ؟ اره بابا غم دنیا رو بیخیال غصه ی فردا رو بی خیال بیا وسط قرش بده اهههههههه بسه بی جنبه بازی در نیار همش تقصیر این افشینه دیگه دیوونه

پ.ن: هزار بار گفتم هزار و یک بار دیگه بابا من خیلی بی ادب شدم امروزم یه کار بدی تو نت کردم که پیش خودم سکرت میمونه

پ.ن: سبا جونمی یه ساعت کادو گرفته انقده خوشکلهههههه نمیدونی که میگه هم زنجیر داره هم دلفین

خیلی پررو شدم تا بعد بای

Awesome Twosome !, Cute Ecards For Lovely Couples

 

از وب بچه باحال رشتی کش رفتم

+ نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت1385ساعت 16:46 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


سلام خوبم مرسی بیشتر از این دلمو نشکن  چراشو نمیدونم از همین الان دارین گیج بازی در میارینا بابا به وبتون سر میزنم ولی نمیتونم بخونم من شما هر وقت کامنت بزارین میام ولی فقط پستتونو ۵ شنبه ها میخونم اندرستند شدین حالا خوب سلام چطوری باورتون میشه خیلی وقته ندیدم این طنز رو بهترررررر کم میبینم اینطوریه وای به حال اینکه ووووش عناوین اخبار:

محیا میخواد بره مکه قراره بره دعام کنه شفا بگیرم

هر روز امتحان اونم دو تا دو تا

احساس کردم فردا تعطیله همین 

فش بد یاد گرفتم

دوتا خل و چل مثه خودم دارن وب میزنن مهسا و ساقی و ستاره دوسشون دارم راه افتاد لینکاشونو میدم باید برید سر بزنید

محیایی اسمش در اومد مکه وایییییییی اونم چی سر زنگ تاریخ محیا که اومد سر کلاس قاطی بود نمیدونست چی کار کنه یه کم با هم گریه کردی اخه خیلی دعا کردیم بره انقده هی گفت ایشاا... همه با هم بریم مکه که اینطوری شد بعدش اجازه گرفت رفت بیرون بعد ۱۰ دقیقه داشتم میمردم منم رفتم خانوممون خیلی با مزس رفته بودیم تو حیاط گریه میکردیم وای نمیدونین  چه حالی داد خیلی خوشحال شدم از همین الان میگم باید برام حسابی سوغاتی بیاری  میدونم خیلی بچه پررو شدم خوب دیگه برم ؟ نه بابا هستم حالا

ساقی و مهسا دارن وب میزنن امکان داره مهکامه و سپیده هم اره  داریم اینجا رو هم اباد میکنیم به کمک هم  همیشه گفتن کاره گروهی موثر تره  

پ.ن: دلم خواست به هیچی مربوط نیست

پ.ن: اهای بچه پررو پسره  حالا گریه نکن سیاوشی غصه نخور دیروز خودمو کشتم نیومد وبت هیم قاطی نکن بشین درس بخون دههههههههههه باشه دیگه همین

پ.ن: بلاخره فهمیدم ادم مفیدی هستم نمیدونم چرا حالا بماند

پ.ن:  دانشجو زاهدان  اخرش نگفتی چرا ! تو کفش موندم هنوزههههههه

بچه ها من به کمکتون خیلی نیاز دارم میخوام یه جایی برید

رومو زمین نندازین جون عسل مهسا دوست خوبم حتما بهش سر بزنید

من بودم نه ؟

فعلا دیگه برم بسه این عروسک جونه من بوده وقتی نینی بودم اسمشم سوسوله

رفتم بای

so0so0lllllllllll! :D

+ نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1385ساعت 17:39 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |


بازم اومدم سلام!

عنوان خبرها:

مدرسه نرفتم (امروز= شنبه)

از پا درد دارم میمیرم

از دیشب که جشن بود هیچی نفهمیدم

واییییییییی نمیدونین چه خبر یود دیشب وقتی میخواستیم بریم سالن خدا رو شکر هم گوشی من بود هم عاطفه وگرنه به سالن نمیرسیدیم خلاصه ماشین گرفتیم یه خانومه اومدبعدشم ماشینش پنچر شد و بعدشم ۳ بار نزدیک بود تصادف کنیم بعدشم دیر شده بود بعدشم هی با گوشیش میحرفید عاطفه ای هم حالشو گرفت خفنکلی حال داد بعدشم تو خیابون دویدیم دنبال ماشین هادی اینا با اونا رفتیمبابایی هم هی میزنگید پس کجایید شماهاااااا؟ منم میگفتم فلان فلان  پاهام خیلی خیلی خیلی درد میکنه افتضاحححدلم یخ میخواد هر وقت دیدی یخ خوردم یعنی اعصابم خورد شده ولش کن الانم خاله ثری هی گیر داده برو یه چیز برا من بخر منم میگم پاهام درد میکنه میگیری؟ اخه تو چرا انقده ناگیری(همون نفهم) خیلی بی تربیت شدم یه فکری باید به حالم کرداخه دوسم دارم  خوب دیگه اومدن گفتن زیادی وراجی میکنی کم مینویسم

راستی اینم بگم دیگه از این به بعد مجبورم دیر به دیر اپ کنم امتحانا نزدیکه قابل توجه حسامی خودمون خوب دیگه چه خبر =حالا ببین

باز دلم بارون میخواد دلم ابر میخواد

شبی که بارون اومد باز زدم تو خیابون

باز یاد قدیما باز یاد اسمونم

قدم زدن تو اون موقع شب وای باورم نمیشد

به مامان گفتم میخوام برم بیرون سحری هم دلش گرفته بود

گفتم برم؟ گفت دیروقته نه!

گفتم میخوام برم دلم میخواد

گفت نه؟ سحری گفت منم میخوام برم برم؟

گفت باشه منم میام باهاتون منم دوست دارم قدم بزنم

رفتیم رفتیم و رفتیم و نفهمیدیم ساعت چنده وقتی رسیدیم ۳.۳۰ بود

ولی کلی حال کردم

خوهش میکنم اگه دوست ندارید این قسمت اخرو سر زنشم نکنید و نخونید

بوووووسسسسسسسسسسسس. تا بعد............بای!

+ نوشته شده در شنبه 2 اردیبهشت1385ساعت 13:5 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |