کاش باران بود گریه ام خشکیده
قلبم پر بسته دلم داغونه من فقط اشک را میشناسم من فقط میمیرم و میمیرم و میمیرم
خسته ام من خسته ام من خستهههههههههههههههههههههههههههه
کاش شقایق ها نبودند کاش دنیایی نبود دلم گرفته اشک تو چشام تلنبار شده
همین و بس
دختر اسمون
گاهی اوغات زندگی تغییر میکنه حالا چجوری معلوم نیست شاید با وجود یا ورود افراد جدید شاید مثه یه پسر اسمونی شایدم یه اسمونی مثه خود ادما با تفاوتها نمیدونم ولی کاش میدونستم
دلم برای همتون تنگ شده ویکتوریا پویای فراموش نشدنی حسام ملینا گل عاشق و...........
بازم به گل عاشق تبریک میگم امیدوارم همیشه پیش عشقت باشی همیشه یه جرقه هست که خیلی چیزا رو به هم وصل میکنه خوش بخت بشی عزیزم
دختر اسمون![]()
سلام امروز اومدم به دوست مهربونم گل عاشق عزیز تر از جونم تبریک بگم اخه نامزدی عروسی ....
وای که نمیدونی چقدر خوشحالم گل عاشقم همیشه خوشبخت باشی و عاشق قربونت برم عزیزکم
![]()
دختر اسمون![]()
![]()
سلام
امروز فقط میخوام فوت مادر بزرگ دوست عزیزم کیا رو تسلیت بگم و ایمکه غصه نخور بعد از هر سختی اسانی است
امیدوارم همیشه موفق باشی عزیزم و .......
دوست دارت دختر اسمون![]()
دلم برای بارون تنگه دلم برای ابرای تیره و سنگین تنگه دلم برای اسمون خدا تنگه دلم برای خودم کسی که بودم تنگه دلم بارون میخواد تا زیرش قدم بزنم دلم خیلی چیزا میخواد من عاشق نیستم چون نه گفتم این عشق نیست و نمیخوام در اینده کسی بیاد و بگه که من از خوشی بنویسم یعنی از عشقم نه من هیچ وقت عاشق نمیشم مگر عاشق تنها مرد زندگیم من هیچ وقت عاشق نخواهم شد چرا هر وبی رو باز میکنی میبینی در مورد عشقه چرا ؟ وقتی این همه ادم عاشق هست پس اینا کین که به معشوقاشون ضربه میزنن نمیفهمم درکش سخته اینا چی میگن عشق چیه ؟ چرا همه عاشقن جز من چرا همه فقط میخوان به من ضربه بزنن ؟ مگه من کیم شماها کی هستین مگه من ادم نیستم چرا واقعا کسی عاشق باطن نمیشه چرا همش ظاهریه چرا باطن ادما پوچه چرا عشق به وجود اومد مرد یعنی چی ؟ عشق و مرد برابره هم قرار دارن ؟ پس چرا بعضیها بیشتریا نامردن یعنی چی؟ بازم خدا جون نمیفهمم کمکم کن منتظر کمکتم
تا که رفتی اشک تو چشام لونه کرد
از نبودنت همش دلم تو رو بهونه کرد
وقتی نبودی چشام همش چشم انتظاری کرد
قلب شکسته ی من برات گریه زاری کرد
اینو بدون بعد تو دلم هیچ جا نمی ره
میدونم می دونی بعد تو دلم واست می میره
تو تنهایی کی میاد دست منو بگیره؟
یا آخه کی میاد زیر بالم رو بگیره؟
به جز تو کیه که به گریه هام نمی خنده؟
واسه اینه که دلم به هیچ دلی دل نمی بنده
اگه بدونم که یه روزی تو برمی گردی
میای و دوباره به این دل عاشق من دل می بندی
اون وقته که می تونم حرف دلمو برات بخونم
به امید این که یه روزی بازم تو رو ببینیم
«
عسل بانو»سلام
سحر جونم خواهر نازنینم زندگی جدید در کنار افراد جدید و مهربون رو بهت تبریک میگم
سحر جونم از خدای مهربونم ارزوی سعادتمندی و خوشبختی رو برات دارم
و امیدوارم زیر سایه حق بهترین و زیباترین زندگی رو در کنار اقا هادی داشته باشی
امیدوارم زندگی همیشه شیرین و دلنشین باشه
از ازدواجت هم خوشحالم هم ناراحت چون کی از بهترینای زندگیم که تک هم بودی رو یه کوچولو از دست دادم
کسی که همدردم بود موقع غمم بهم از تجربیاتش میگفتو ارومم میکرد و موقع شادی شاد بود و درکم میکرد
و خوشحال چون بلاخره مرد زندگیت رو پیدا کردی و از بلا تکلیفی دراومدی به هر حال هر کسی یه روز از بلا تکلیفی در میاد
هیچ وقت غمگین نباش . مهربون باش و عزیزم
سربلند و پیروز و کامیاب باشی عشق من و همیشه یادت باشه یکی هست که برات تو این خونه تب کنه و بمیره و به شادیت خوشحالی کنه
دوست دارم تا اخر دنیا و اگرم با گریه هام ناراحتت کردم منو ببخش چون اصلا دست خودم نیست
به خاطذ دوری تو و تنهاییمه باور کن که بدونه تو تنهاییمو نمیدونم چی کار کنم میدونم که میدونی برام سخته ولی همیشه دعام کن دوست دارم به اندازه تموم اسمون
دختر اسمون
امروز دلـــم بارانیستــــــ امـــروز دلـــم بر غــم تکیــه کرده امروز دلم مـــرگ میخواهـــد دلـم دریـای خـون میخــواهد که در ان گــریه کنــم کاش هیـچ امــروزی فـــردایی نبود دلــم به حال خودم میسوزد باز امـدیو دلم رو به اتــیش کشیــدی خدا جــون چرا مــن بایـد این همه زجر بکشـــم کاش تمــوم بشــه
و بــره دیگـه بر نگـــره نمیخـوام حتــی یه نیـم نگاهـم بهــش بیوفتــه خستـــــــه ام
خستــــــــه
کـــــاش همــــه ی این بازیـــــهای چـــــــرت تمـوم بشــــه دلم بارون میخواستـــــــ
یعنـــی داشت بارون میومـــد رفتــــم تو خیابــون اون بارون که انگار تگــرگــــــ بـود اره بــازم اســمون با من هــم صـدا شـد اسـمون عزیزم دوستـــ دارم چــون وقتـی دیـدمـش نتونستــم خــودمــو نگــه دارم ولــی کنتــرل کــردم سختــه خیلیــم سختـه یادمــه بـارون بهــم یاد داد که هـــر وقتــــــ بـارون اومـد منـم گــریـه کنــم چــون کسـی اشکاتــو نمیبینــه و منــم زیــر بــارون هــای هــای گــریه کــردم
کـه چــرا بهـش دل بستــم چــرا گــولشو خــوردم چـرا احمـق شــدم صــدای قــدم هایــی رو شنیــدم که داشتــــ دنبالــم میکــرد اهمیتـــ نداشتــــ ولی گریمـــو اروم کـــردم دیـــدم دستـــی شــونــه هامــو داره لمـس میکنــه شــوک زده شـودم و برگشتــم که دیدم بلــه خودشــه دسشــو از رو شونــم محکــم هــل داد که تعجبــــ کــرد بهــم پــز عشقشــو داد کـه خیلـی دوسـش داره و ..... خیلـی برام سختــــ بود ولــی تحمــل کــــردم دلـــــم می خواستــــــــ خفش کنم ولی حیفـــــ دلمو به اتیــش کشــید اسمونــو به اتیش کشیــد و رفتــــ
دویـد با تمــام قدرتـــــ دویـــد و بهــم گفتـــــ دیوونــه ای چــون منــو قبول نکـــردی برام مهــم نیستـــــ ازش بــدم میاد متـنفــــرم
حــالم ازش بهــم میخــوره
بازم همــون شعــــر ابی بــود ببار ای ابرکـــم بر من ببــارو تـازه تــر شــو ببــارو قطــره قطــره نـم نمـکـــــ ازاده تــر شــو تـو این بـاغ پـر از برگــــ و پـر از خـوابـــ ستــاره ..................... نمیخــوام حتـــی ریختشــو ببینــم اون دل اسمونــو هـم شکستــــــ اون خیلــی بیرحمــه حتــی به اسمونــــم رحــم نکـــرد اون بـدبختـــرین ادم اره چون حتی نتونستـــــ دل اسمــونو با حــرفش اروم کنــه چه برســه به دیگــران اره بدبختــــــــ همینـــــه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
«سرگرمی تو شده بـــازی با ایــــــــن دل غمگیـــــــــن و خستــــــــم یادتـــــــــ نمیــاد اون همـــــــه قـــــــول و قـــــــــــراریــی که با تــــــــو بستـــــــــــم با ایـــــــن همـــــــــه ظلــــــــــم تـــــــــو ببیــــــــــــن باز چه جـــــــــــــــوری پـــــــــای این همــه قـــــــول و قرارام مـــــــن نشستـــــــــم نشکـــــــن دلمـــــــــو به خـــــــدا اهـــــــــم میگیــــــــــــره دامنتــــــــــ و عاقبتــــــــ یه روز نگـــــــــو بــــــــــی خبــــــــــــری نگـــــــو نمیـــــــــدونـی دلــم پــــــــر از یه نفــــــرین سینه ســــــــــوز نگــــو بــی خبــــــــری نگو نمیدونــــی وقتــــــی که نیستــــــی گریــــــه شــــــده کــــار دل عاشـــق شبـــــ و روز دیوونه نکـــن دلـــــــم و اهــــم میگیــــــــره دامنتــــــــ و عاقبتــــــــ یـه روز نگــــــو بی خبری نگــــــــو نمیـــــدونی دلــم پر از یــه نفــرین سینــه ســوز نگـــــــو بی خبـــــــری نگـــــو نمیــــــدونی وقتـــی که نیستـــــــی گریــــــه شــــــده کار دل عاشـــق شبــــــ و روز»
دختراسمـون
چقدر ناز بود دلم میخواستم همون جا دیگه زندگی تموم شه ولی نمیشد
وای تا حالا تونستی بارونو حس کنی
صداشو حرکاتش ؟؟؟؟؟ نه نتونستی بیشترش نتونستی چون خودمم برای اولین بار بود که حسش کردم
تنها چیزی که یادم اومد خاطره بود
خاطره های تلخ و شیرین یاد اهنگ ابی افتادم
ببار ای ابرکم بر من ببارو تازه تر شو ببارو قطره قطره ..............
وای چه حسی هر کسی زیر بارون یه حس خاص داره منم همین طور تا ۲ ساعت زیر بارون بودن = با مرگه
و همینم شد تا همین الان تو تب دارم میسوزم ولی اصلش این بود که زیر بارون زندگی کردم که
هیچ کس نمیفهمه
دختراسمون![]()

