اون سری پویای عزیزم پرسیده بود چرا انقد بارونو دوست داری ؟؟؟؟؟؟
میدونی پویا من بارونو حتی بیشتر از خودم دوست دارم
حتی بیشتر از عزیزترینم
میدونی هر چی دارم از بارون دارم
وقتی بارون میاد تمام خاطرات گذشتم با کسی که بودم و حالا نیستم به فکر فرو میبره
وقتی بارون به صورتم میخوره لذت میبرم انگار زندگی دوباره شروع میشه
وقتی بوی نم میاد بوی خاک احساس خیلی خوبی دارم چون یه روزایی زیر این بارون با کسی که دوسش داشتم و هنوزم دارم و مطمئنم اونم داره در مورد نم و خاک و بارون و خیس شدن و چیزای دیگه حرف زدیم و و حالا که بارون میاد منم و خاطره و حادثه ها
یکی هم خیس شدن از طریق بارون و خیلی دوست دارم
حتی مریض شدنش رو هم دوست دارم
عاشقشم همین و هزاران دلیل دیگه که خیلیه و گفتنش سخت درسته من سنم به عشق و این چیزا قد نمیده ولی خودم خودمو گرفتار کردم از 10 سالگی و دل کندن خیلی سخت و حالام خیلی دوست دارم از شرش خلاص شم دوست دارم دوباره متولد شم چون همه چی تموم شد ولی این قلب هنوزم می تپه هنوزم می تپه و ناراحتیم از همینه همین
بچه ها لطفا کسایی که من لینکشونو نزاشتم وقولشو ازم گرفتن بهم بگن تا درست بشه واقعا سرم شلوغه دلم پره غمه زندگیم داغونه اخه یه دختر 16 ساله چرا باید اینطوری باشه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟شما بگین چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهرنوشم عزیزم دروغه دلم برات تنگ شده
عزیزم تو رفتی و منو ..............
بچه ها مهرنوشم دیگه نیست برین وای خدا نه
مهرنوشم دوست دارم عزیزم

