تبليغاتX
شب نیلوفری
دل من تنها بود
دل من هرزه نبود
دل من عادت داشت
که بماند یک جا
به کجا؟
معلوم است
به در خانه ی تو
دل من عادت داشت
که بماند آن جا
پشت یک پرده تور
که تو هرروز آن را
به کناری بزنی
دل من ساکن دیوارو دری
که تو هرروز از آن می گذری
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغچه بود
که تو هرروز به آن می نگری
دل من رادیدی؟
ساکن کفش تو بود
یادت هست؟
+ نوشته شده در سه شنبه 11 اسفند1383ساعت 16:38 توسط ¤.:`·.¸¸.·´ من در شبي نیلوفری`·.¸¸.·´:.¤ |