سام !
پيوست -: گوشي ندارم ... هيچ دوستي ندارم ... ![]()
ديگه هيچي ندارم ... ديگه هيچي نمي خوام![]()
پيوست پريم -: به اين جماعت هر چي خوبي كني تف سر بالاست !![]()
دير اومدي ...
من رفتم .. ! ![]()


پياده مي رفتم
نگاه شعله ورم بود و اشكِ چشم ترم
نگار خانه ي عمر گذشته در نظرم ...
چه دره هاي عميقي !
نمي توان پل بست ؟
به لحظه هاي گريزان ، نمي توان پيوست ؟

